بدن، خانه حقیقت انسان است. این حقیقت در آغاز فاقد هر گونه علم وآگاهی نسبت به خود وجهان بیرون از خود است، وتا وقتی که با بیرون ازخود ارتباط برقرار نکند در نا آگاهی مطلق خواهد ماند. حواس پنج گانه: ( بینایی ـ یا قوه باصره، شنوایی یا قوه سامعه، بویایی یا قوه شامه، چشایی یا قوه ذائقه، بساوایی یا قوه لامسه) ابزار هایی هستند که انسان به وسیله آن ها با جهان خارج مرتبط می شود. اگر کسی از این ابزار ارتباطی به صورت کامل بر خوردار باشد آگاهی وی از بیرون هم همه جانبه وکامل خواهد بود، واگر ـ به هر دلیلی ـ از آغاز زندکی فاقد یکی یا چند تا از حواس باشد، ویا در اثناء زندگی یکی یا چند تا از آنها را از دست بدهد آگاهی اش به همان نسبت از جهان قطع خواهد شد. حال اگر ـ به فرض ـ بر اثر حادثه ای همه حواس پنج گانه اش را از دست بدهد بی تردید ارتباطش با جهان خارج به کلی بریده خواهد گشت در حالی که او هنوز زنده است، یعنی: نفس می کشد، قلبش می تپد، وخون به مغزش می رسد. در این حالت می گویند: فرد به کما رفته است.