در کشمکش میان عقل ونفس، سه حالت قابل تصور است:
حالت اوّل: عقل بر نفس غلبه کند وآن را برای همیشه رام خود گرداند.
حالت دوّم: عکس حالت اوّل، یعنی نفس برعقل غلبه کند وآن را برای همیشه در خدمت خود در آورد.
حالت سوّم: حالت بینا بین است، یعنی کار گیر ودار به سر انجام نرسد وتا پایان زندگی ادامه یابد: گاهی غلبه با عقل باشد وگاهی غلبه با نفس.
در حالت اوّل، زندگی آدمی ـ تماماً ـ بر اساس رهنمودها، تدبیر ومدیریّت عقل خواهد. این نوع حیات، «حیات معقول» (: زندگی بخردانه) یا «حیات طیّبه» (: زندگی پاک) می باشد.
در حالت دوّم، زندگی انسان ـ تماماً ـ بر اساس تبعیّت محض از خواسته های نفسانی وپیروی بی چون وچرا از هواهای آن خواهد بود. این گونه حیات، «حیات نا معقول» (: زندگی نا بخردانه) یا «حیات خبیثه) (: زندگی پلید) می باشد.
در حالت سوّم، زندگی آدمی به نسبت تبعیّت ازفرمان خرد، معقول وطیّب (: بخردانه وپاک)، وبه نسبت پیروی از هوای نفس، غیر معقول وخبیث (: نابخردانه وپلشت) است.