الف ـ عقل نظری:
کارعقل نظری معرفت وشناخت است ( شناخت انسان، شناخت جهان، شناخت خدای جهان و در یک کلمه: شناخت هستی وهمه پدیده ها و مظاهر آن ).عقل نظری در کار خود مستقل است و از هیچ شیء یا شخصی دستور نمی گیرد. اصولاً عقل نظری دخالت هر کس را در کار خود بر نمی تابد و هر گز تسلیم اجبار و اکراه از هر ناحیه ای که باشد نمی شود. عقل نظری هر چه را بشناسد می پذیرد وهر چه را نشناسد نمی پذیرد. برعقل نظری نمی توان چیزی را تحمیل کرد. زبان عقل نظری زبان علم و منطق و استدلال است. عقل نظری فرزند دلیل و برهان است و به هر سو که برهان رو کند او به همان سو رو می کند. عقل نظری با عاطفه و احساس وهیجان وعشق ومحبت و دلدادگی وامثال این ها بیگانه است. عقل نظری تابع حق (سخن درست) است وطالب حق، دشمن باطل است وگریزان از آن.
ب ـ عقل عملی:
فعالیت عقل عملی ـ چنان که از نامش پیداست ـ تنها در حوزه عمل انسان است. عقل عملی هر چیزی را در مقایسه با انسان مورد دقت قرار می دهد. احکامی که از سوی عقل عملی  پس از دقت وتشخیص موضوع صادر می شود از این قبیل است: مصلحت است، یا مصلحت نیست، خیر است، یا شر است، خوب است، یا بد است. مفید است، یا مضر است. عقل نظری پس از تعیین موارد یاد شده، به امر ونهی می رسد و می گوید: فلان کار باید انجام بگیرد یا فلان کار نباید انجام بگیرد.