اگر بخواهیم انسان را از منظر قرآن تعریف کنیم به دو دسته گزاره متفاوت وغیر همگون می رسیم. در یک دسته از این گزاره ها از انسان به نیکی یاد شده ومورد تمجید وتحسین بسیار قرار گرفته است، ودر دسته دیگر از وی به بدی یاد شده وسخت مورد مذمت ونکوهش واقع شده است. در این جا  از هر دو دسته چند گزاره را به عنوان نمونه می آوریم:
گزاره های دسته اول:
ـ انسان جانشین خدا در زمین است.
ـ خدا آموزگار انسان است.
ـ انسان دارای زمینه بی حد مرز برای فراگیری علوم است.
ـ خدا با آفرینش انسان به خود آفرین ودست مریزاد گفت.
ـ خدا جهان را به خاطر انسان آفرید.
ـ انسان در نزد خداوند موجودی مکرم وبسیار گرامی است.
ـ انسان مسجود فرشتگان الهی است.
گزاره های دسته دوم:
ـ انسان موجودی ظلوم ( بسیار ستم کار) است.
ـ انسان موجودی جهول (بسیار نادان) است.
ـ انسان در ناملایمات زندگی سخت شکوه گر است.
ـ انسان در رفاه وبرخورداری سخت ممسک است.
ـ انسان هنگام احساس بی نیازی بسیار طغیان گر است.
ـ انسان موجودی کَفّار(بسیار ناسپاس) است.
این ناهمگونی به خاطر این است که انسان دو بعد ناسازگار دارد. یک بعد انسان وجهه آسمانی دارد وطالب پرواز به سوی ملکوت است، وبعد دیگر انسان وجهه زمینی دارد وعاشق ماندن در عالم ناسوت است. ما در پست های پیشین این دو بعد را با نام عقل ونفس توضیح دادیم، بنا بر این مراد از انسان، در گزاره های دسته اول، انسان خرد ورز ومراد از انسان، در گزاره های دسته دوم، انسان پیرو هوای نفس است.