در مقابل یک تابلو نقاشی زیبا آدم های متفاوت، درک های متفاوت دارند: یک کودک چهار پنج ساله از تمام هنر های به کار رفته در آن، تنها جذب رنگ های روشن آن ( قرمز، صورتی، آبی، زرد و...) می شود؛ یک نوجوان سرشار از احساس که کودکی را پشت سر گذاشته علاوه بر درک رنگ ها در برابر زیبایی آن خیره می گردد؛ ویک خردمند اندیشور علاوه بر درک رنگ وزیبایی تابلو، خواهد پرسید: این اثر زیبا را چه کسی خلق کرده است؟
جهان آفرینش، به مثابه یک نقاشی بسیار زیبا وبهت آور است. انسان ها تا وقتی که کودکند تنها رنگ های آن را (که آمیزه ای از سایه روشن ها است) احساس می کنند؛ زمانی که اندکی رشد کردند، از زیبایی های آن لذت می برند، وهنگامی که به مرحله رشد وشکوفایی عقلی رسیدند در این فکر فرو می روند که خالق این همه زیبایی ها چه کسی است؟ این، آغاز آشنایی انسان با آفریدگار جهان است.